
آه مدتهاست از پشت پنجره اتاقم آرزوهایم را نظاره میکنم
پنجره ایی که تار عنکبوت روزگاری آن را خواهد پوشاند وآرزوهایم را محو خواهد کرد
هر چند که در پشت پنجره آرزوهایم بجز یک هیچ بزرگ هیچ چیزی را نمیبینم

ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... !
چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... !
بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... !
چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... !
برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... !


بهترينم اگر دل سپردن به تو يک خطاست به تکرار باران خطا ميکنم

من
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که دراقیانوسی مسکن دارد
ودلش رادریک نی لبک چوبین
می نوازدآرام ،آرام
پری کوچک غمگینی
که شب ازیک بوسه می میرد
وسحرگاه ازیک بوسه به دنیا خواهد آمد
