
خداوندا....
چگونه تورابخوانم درحالي که من، من هستم
(بااين همه گناه ومعصيت)
وچگونه ازرحمت تونااميدشوم درحالي که تو، توهستي
(باآن همه لطف ورحمت)
خداوندا...
توآنچناني که من مي خواهم
مرانيزچنان کن که تومي خواهي
خداوندا..
من از احساس بيهوده بودن ؛ من از چون حباب آب بودن
من از ماندن چون مرداب مي ترسم
خداوندا...
من از مرگ محبت من از اعدام احساس به دست دوستان دور يا نزديک مي ترسم
خداوندا..
من از ماندن مي ترسم خداوندا من از رفتن مي ترسم...
خداوندا...
من از خود نيز مي ترسم ...
خداوندا... پناهم ده

امسال عجیب دلم برای اعتکاف داره پر میزنه.......
کاش امسالم به پاکی روز آخر پارسال باشه
اون لحظه ای که سرم روی پای فروزان بود ومن بودم واشک.....
لحظه ی اذان آخر که دلم نمیخواست سر از سجده بردارم
چقدر دل کندن سخت بود وقتی
تو ماشین تمام راه اشک ریختمو به سیاهی دنیای بیرون از مسجد نگاه میکردم
دلمو به درد آورد وقتی
رسیدم خونه وتلوزیون خداحافظی معتکفارو نشون میداد ومن بودم وهق هق حبس تو گلوم....
چقدر دلتنگ بودم....
برای خدا
برای پاکی
وحالا دوباره کوله پشتیمو از هرگناهی پر کردم وسنگین شده....
منتظرم برم خالیش کنم میخوام سبک بشم سبک تراز 1قاصذک
پروردگارا
...
نمی دانم با این همه ناسپاسی چگونه تمنایم را طلب کنم
از تو که خورشیدی را درزمستانی ترین روزهای زندگی ام تاباندی تا گرمی بخش لحظه های یخ زده ام باشد
نمی دانم با این همه ناسپاسی چگونه تمنایم را طلب کنم
از تو که خورشیدی را درزمستانی ترین روزهای زندگی ام تاباندی تا گرمی بخش لحظه های یخ زده ام باشد
و من به خود بالیدم که این چنین عزیز در گاهت بوده ام
پروردگارا
...
در این روز که ابر دلم خیال باریدن دارد فقط ذکر نام توازبار غم هایم می کاهد
در این روز که ابر دلم خیال باریدن دارد فقط ذکر نام توازبار غم هایم می کاهد
