حالاکه اومدم
بهم بگین که فراموش نشدم باشه؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

حالاکه اومدم
بهم بگین که فراموش نشدم باشه؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
در وجودم دلتنگی زبانه می کشد وقتی که روزهای خوب بودنش را به یاد می آورم!
چه زیبااست عطر حضورش در جاده زندگی ام.
دفتر شعرم را همیشه با وجود او گشوده ام و شعرهایم را برایش خوانده ام
پس از او تمام آرزوهایم در آتش دلتنگی سوخت
میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی
دیدی ای دل که غم عشق دگرباره چه کرد
چون بشد دلبربایاروفادارچه کرد
آه ازان نرگس جادو که چه بازی انگیخت
وای ازآن مست که با مردم هوشیارچه کرد
اشک من رنگ شفق یافت زبی مهریه یار
طالع بی شفق بیند که دراینکارچه کرد
برق ازفزل لیلی بدرخشید سحر
وه که باخرمن مجنون دل افگارچه کرد
ساقیلجام میم ده که نگارنده ی غیب
نیست معلو که درپرده اسرار چه کرد
آنکه برنقش زداین دایره ی مینایی
کس ندانست که درگردش پرگارچه کرد
فکرعشق آتش غم دردل حافظ زدوسوخت
یاردیرینه ببیند که با یارچه کرد/عاشقانه/VO4E0GCAB72Q14CAFL0MTCCADYP74TCAUJ2H66CAPE709UCAQW1JMDCA4RMPR9CAI9ACWKCAB0V45RCA1KAEVQCAI9T491CA4.jpg)
گاه می اندیشم خبرمرگ مراباتوچه کس خواهد گفت
آن زما که خبرمرگ مرا
ازکسی میشنوی...
روی توراکاشک که میدیدم من
شانه بالازدنت رابی قید
وتکان دادن دست هاکه مهم نیست زیاد
وتکان دادنسرراکه
عجب عاقبت مرد!!!!!
افسوس کاشک میدیدم من
من به خودمیگویم
چه کسی باورکردجنگل جان مرا
آتش عشق توخاکسترکرد
با من اکنون چه نشستن هاوخاموشی ها
باتواکنون چه فراموشی هاست
چه کسی خواهدگفت:
اومرد.....